شمس الدين حافظ
195
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
111 - « الغياث ، الغياث » دردِ ما را نيست درمان الغياث * هجرِ ما را نيست پايان الغياث دين و دل بردند و قصدِ جان كنند * الغياث از جورِ خوبان الغياث در بهاىِ بوسهاى جانى طلب * مىكنند اين دلستانان الغياث خونِ ما خوردند اين كافردلان * اى مسلمانان ، چه درمان الغياث دادِ مسكينان بده ، اى روز وصل * از شبِ يلداى هجران الغياث هر زمانى درد ديگر مىرسد * زين حريف بىدلوجان الغياث همچو حافظ روز و شب بىخويشتن * گشتهام سوزان و گريان الغياث * توضيحات : الغياث ( به فريادم برسيد - شبه جمله - اصوات ) بوسهاى جانى ( ى - وحدت - يك بوسه ) كافردلان ( بىرحم ) شب يلدا ( طولانىترين شب سال - اول دىماه ) حريف ( غم و غصه ، همدم و مونس ) بىخويشتن ( بىطاقت ) بيدل ( عاشق ) معنى بيت ( 2 ) ( خوبان و زيبارويان علاوه بر اينكه دين و دلمان را بردند ، قصد جان ما را هم دارند ، از جور و ستم اين خوبرويان به دادم برسيد و كمكم كنيد ) معنى بيت ( 4 ) ( اين بىرحمان سياهدل خون ما را ريختند ، اى گروندگان به آيين حق علاج كار چيست ، به فريادم برسيد ) معنى بيت ( 5 ) ( همچون حافظ شبها و روزها در آتش جدايى مىسوزم و اشك مىريزم به فريادم برسيد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - با خود مىگويى ، مدد كنيد كه براى علاج درد ما درمانى وجود ندارد و اين جدايى و هجران هم انتهايى ندارد و از جور ستم اين كار به دادم برسيد ! چرا چنين مغموم و پريشانى ؟ فكرت را به كار بينداز . 2 - چرا اين قدر آه و ناله سر مىدهى ، ارزش آن را ندارد كه خود را به اين امور ناراحت كنى و اين همه شكايت داشته باشى چون جهان محل درد و رنج است و كسى پيروز و موفق خواهد شد كه صبور و بردبار باشد و از نيروى عقل و انديشه تجربه ديگران بهره بگيرد . بنابراين ، زمان براى انجام اين نيت مناسب نيست با يكى از آشنايان باتجربه ، مشورت كن كه به نفع شماست . 3 - كسى را كه در انتظارش هستى فعلا نخواهد آمد . مبلغى از پولى را كه ذخيره كردهاى ، به يكى از آشنايان كه سخت مستحق است ، عنايت كن كه موجب گشايش حال و افزونى ثروت مىگردد . پندى خوش دارم كه : حضرت رسول اكرم ( ص ) مىفرمايند : « اگر از مردم انتقاد كنى از تو انتقاد خواهند كرد و اگر مردم را واگذارى ، تو را وامىگذارند . » 4 - تحوّل و دگرگونى اساسى در زندگى شما تعبير خوابى است كه ديدهايد ، نگران نباشيد . 5 - سفرى خوش و سودآور در پيش مىباشد ، مبارك باشد . 6 - خريد و تعدد ساختمان ؛ كارى پسنديده است ، تعجيل كن . 7 - از خريد اسباب و اثاثيهء زايد ، صرفنظر كن كه پشيمان مىشوى . 8 - چرا اين قدر به آدمهاى افيونى بها مىدهى ؟ ! انديشه كن . 9 - روزگار دريايى است كه كشتى زندگانى ما بر روى آن به طرف ساحل مقصود مىرود اين درياى بزرگ هميشه در جذر و مدّ است ، اگر امروز آرام باشد مسلما فردا طوفانى خواهد شد ، بنابراين ، وقتى آرام است فرصت را غنيمت بشماريد ، اشخاصى كه در نتيجهء غفلت از فرصت استفاده نكردند در اعماق اين دريا فرورفتند . 10 - از ترديد و دودلى ؛ كارى ساخته نيست ، پس با ارادهاى قوى حركت نموده و اقدام كنيد ، موفقيت همگام شما خواهد بود . بگومگوى جنابعالى با آن دوست بيهوده بود ، چيزى كه در طلب آن مىباشيد در دسترس شماست ، اراده كنيد .